X
تبلیغات
رایتل

انتحاری / Suicide
هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله... 
Shia Upload Shia Upload Shia Upload عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir

افشای اطلاعات دهه 60 / بی اعتنایی به دستورات امام(ره) و رهبری توسط موسوی

ریشه مخالفت های میر حسین موسوی  با فرامین و دستورات امام خمینی (ره) و رئیس جمهور وقت ( آیت اله خامنه ای ) را باید در همان اوایل انقلاب جستجو کرد.

حیدر رحیم پور ازغدی در مصاحبه ای می گوید: زمان بنی صدر ، از ریاست جمهوری یک نامه بیست سی صفحه ای علیه ولی فقیه نوشته بودند که من جوابش را تحت عنوان « بحران کشنده » دادم.آن را بردم به روزنامه جمهوری اسلامی دادم به میر حسین موسوی آن را چاپ نکرد.مقاله را دادم به کیهان و در کیهان چاپ شد… یک روز هم موسوی آمده بود به مشهد و درباره ولی فقیه سخنرانی کرد.عین عبارت موسوی این بود که گفت « ما شاه را برداشتیم که باز با دست خودمان شاه بتراشیم؟ » منظورش ولی فقیه بود(ویژه نامه روزنامه ایران به مناسبت 9 دی- دی ماه 1389 .ص 39 )

شهید حسن آیت نیز در مورد موسوی و همسرش گفته بود : افکار موسوی در خط ولایت نیست و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیب الله پیمان است و در چنین مواردی خودش و همسرش مقابل مجلس خبرگان قانون اساسی می ایستند.بنابراین ،این دو نفر به احتمال قوی در مسیری خواهند رفت که در آینده اگر خودشان را اصلاح نکنند،جلوی نظام هم می ایستند.(همه دشمنان حسن آیت.پیشین،ص 43)

یکی از مسائلی که امام خمینی (ره) بارها در دوران نخست وزیری میر حسین موسوی به او تذکر داد اما او هیچگاه به تذکرات امام توجهی نکرد،مشارکت دادن مردم در امور اقتصادی اعم از تولید و تجارت و خدمات بود.آیت الله مهدوی کنی در این زمینه می گوید: دولت آقای میر حسین موسوی …دولت سالاری را در امور اقتصادی عملا ترجیح می داد و این سیاست تنها به خاطر جنگ نبود،بلکه اصلا سبک تفکر ایشان این طور بود… برداشت ما این بود که آقای موسوی می خواهد کلا دولت در تمام امور اقتصادی حضور داشته باشد و ما این را قبول نداشتیم.(خاطرات آیت الله مهدوی کنی –پیشین ،ص 323)

امام خمینی (ره) در بخشی از پیام 22 بهمن 1363 می فرمایند: دولت چنانچه کرارا تذکر داده ام ،بی شرکت ملت و توسعه بخش های خصوصی جوشیده از طبقات محروم مردم و همکاری با طبقات مختلف مردم،با شکست مواجه خواهد شد.کشاندن امور به سوی مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملت،بیماری مهلکی است که باید از آن احتراز شود(صحیفه امام،ج 19 –ص 158)

همان گونه که امام خمینی (ره) در سال 63 می فرمایند،کرارا در این باره به دولت موسوی تذکر داده اند اما ظاهرا میر حسین موسوی گوش شنوایی برای شنیدن تذکرات امام نداشته است.یکی از کسانی که علی رغم سرپیچی های موسوی ،همچنان از وی حمایت می کرد،آقای هاشمی بود.ایشان در یادداشت مورخ 31 اردیبهشت 1365 خود می نویسید: آقای اسد الله بادامچیان (نماینده تهران) به دفترم آمد… پیشنهاد تغییر دولت و آوردن دولت جدیدی که طرفدار واگذاری کارها به مردم باشد ،برای حل مشکلات اقتصادی را داد که گفتم عملی نیست.(اوج دفاع-پیشین،ص102)

امام خمینی (ره) باز هم در تاریخ 19 خرداد 1365 می فرماید: مردم را در همه امور شرکت بدهیم.دولت به تنهایی نمی تواند که این بار بزرگی که الان به دوش این ملت است ،بردارد.همان طوری که ملاحظه می کنید اگر چنانچه این شور و شعف ملت و جوان های عزیز نبود،هیچ دولتی نمی توانست مقابله کند با این قدرت هایی که همه قدرتشان را پهلوی هم گذاشتند و به ما حمله کردند.بدون این که این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری کنیم… شرکت بدهند مردم را در همه امور …. با شرکت اینها شما می توانید اداره کنید این کشور را.مردم را در امور شرکت بدهید ،در تجارت شرکت بدهید،در همه امور شرکت بدهید.(صحیفه امام،ج 20،ص56 )

این تذکرات پی در پی امام حاکی از آن است که موسوی اعتنایی به رهنمود های امام خمینی نداشته است.

حجت السلام دری نجف آبادی ( رئیس سابق کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ) در مصاحبه ای می گوید: در مجلس اول،برنامه خاصی از سوی دولت مهندس موسوی به مجلس ارائه شد… در این برنامه سیاست های مناسبی برای این که مردم و بخش خصوصی در اداره اقتصاد حضور داشته باشند،پیش بینی نشده بود.در این برنامه همچنین مسائل فرهنگی و امور دفاعی و امنیتی هم توجه خاصی نشده بود… ما برنامه پیشنهادی دولت را به دلیل این که مبتنی بر مشارکت بخش خصوصی نبود،رد کردیم اما در برنامه پیشنهادی ما مشارکت خصوصی به صورت جدی پیش بینی شده بود( هفته نامه شهروند امروز،21 مهر 1387،ص 11)

مهندس مرتضی نبوی در مصاحبه ای در سال 74 می گوید : اقلا من سه سند از زمان دولت آقای موسوی به خاطر دارم که حضرت امام از آقای موسوی گله کردند که من بارها گفته ام مشارکت مردم ولی در عمل اتفاقی نیفتاده است.(پیشین،ص17)

08

 

 

 

آقای هاشمی نیز در یادداشت 22 فروردین 1363 می نویسد: گروهی از اعضای صنف برنج فروشان امدند و دل پری از دولت و بسیج اقتصادی – به خاطر طرح برنج- داشتند.گفتم طرح برنج ،موفق نبوده است و باید لغو شود.عصر وزیر بازرگانی ( حسن عابدی جعفری ) و معاونانش آمدند و توضیحاتی درباره کارشان دادند.دولتی شدن بخشی از بازرگانی کشور ،مشکلات زیادی دارد  و وجود نیرو های کم تجربه ،کار ررا مشکل تر کرده است.(به سوی سرنوشت،پیشین،ص 64)

05

اما موسوی بی اعتنا به دستورات امام و برنامه های مجلس ،راه خود را می رفت.وی عنان اختیار دولت خود را در دست بهزاد نبوی قرار داده بود که به قول بیژن جزنی،جزو مارکسیست های آمریکایی بود.آنان برنامه شان این بود که با یک طرح ریزی دقیق ،سال به سال امکانات کشور را به هدر داده و از قدرت اقتصادی مملکت بکاهد تا کشور توان ادامه جنگ را از دست بدهد و به آتش بس تحمیلی تن در دهد.در راستای اجرای این سناریو ،هر کس را که مانع خودشان می دیدند،از سر راه بر می داشتند.علی محمد بشارتی (وزیر اسبق کشور)  طی سخنانی در این باره می گوید: وقتی موسوی نخست وزیر شد،همه حزب اللهی ها را که ایمان راستینی به انقلاب داشتند،بیرون کرد.آقای عسگر اولادی (وزیر بازرگانی)،آقای ناطق نوری(وزیر کشور)،آقای علی اکبر پرورش (وزیر آموزش و پرورش) و آقای توکلی (وزیر کار) همه را اخراج کرد.دکتر علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه) را هم می خواست عوض کند که امام خمینی نگذاشتند.(دستور ترور شهید آیت را بنی صدر به منافقان داد.پیشین،ص67 )

یکی دیگر از نمونه های این شیوه برخورد را دکتر حسن غفوری فرد بیان می کند.ایشان می گویند: در زمان وزارت نیرو در دولت مهندس موسوی ،یک دفعه به آقای مهندس موسوی نامه نوشتم و گفتم سازمان برنامه ( مسعود روغنی زنجانی ) می خواهد به من لطمه بزند ،ولی عملا به وزارت نیرو ضربه می زند.حالا که بودجه وزارت را نمی دهند ،من کنار می روم.کسی را به جای من بیاورید که با او خصومت و دشمنی نداشته باشند.بعد از من،دکتر بانکی ( از نزدیکان بهزاد نبوی ) به این سمت منصوب شدند.یادم است دو سه روز بعد از ان که از وزارت نیرو رفتم،دکتر بانکی به منزل ما زنگ زدند و گفتند : آن 200 میلیون تومانی که چند وقت بود می خواستی بگیری و به تو نمی دادند،به من دادند.و آن 50 میلیون دلاری را هم که به تو ندادند ،به من دادند! …. 200 میلیون تومان پول در آن زمان ،نصف یا حداقل بخش بزرگی از بودجه وزارتخانه  بود.در هر حال ،در آن چهار سالی که من در وزارت نیرو بودم و بعضی شب ها مجبور می شدم همانجا بخوابم ، این پول را به من ندادند.(خاطرات دکتر غفوری فرد-مرکز اسناد انقلاب اسلامیص271-270)

از کار آیی انداختن وزارتخانه ای مانند وزارت نیرو به مدت چهار سال ،آن هم در شرایط جنگی را آیا جز خیانت به نظام می توان چیز دیگری نامید؟ البته که آقای روغنی زنجانی چنین اقدامی را جز دستور مستقیم خود میر حسین موسوی نمی تواند انجام دهد.این همان روغنی زنجانی است که در سال 67 به امام خمینی گزارش می دهد که کشور دیگر پولی برای پشتیبانی از جنگ ندارد!گزارشی که بعدا میر حسین موسوی اظهار می دارد که این گزارش ،نظر دولت نبوده است! و در واقع بر دروغ بودن آن صحه می گذارد.و بالاخره ، این همان روغنی زنجانی است که به واسطه خدماتش !!در دولت جناب رفسنجانی در پست ریاست سازمان برنامه و ریاست بانک مرکزی ،مجری دستورات دیکته شده از جانب بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می شود.

07

اما  به راستی چرا فردی همچون موسوی با چنین ویژگی هایی به نخست وزیری انتخاب می شود؟

جالب است بدانیم که رئیس جمهور وقت ( حضرت امام خامنه ای ) به هیچ وجه مایل به انتخاب موسوی نبود. یکی از کسانی که تلاش بسیاری برای نخست وزیری شدن موسوی کرد،بهزاد نبوی بود.وی برای این کار رایزنی های بسیاری با آقای هاشمی رفسنجانی به عمل می آورد و سرانجام هم موفق می شوند تا با جلب نظر اکثریت نمایندگان مجلس،این فرد را به رئیس جمهور تحمیل کنند.(خداحافظی با سیاست.سالنامه 1383 روزنامه 1383 ص 39)

در تاریخ 8 خرداد 62 ، دکتر ولایتی در جلسه حزب جمهوری اسلامی ،از لزوم برکناری میر حسین موسوی از دفتر سیاسی حزب سخن می گوید اما عتاب و خطاب آقای هاشمی رفسنجانی روبرو می شود.( همان ص 39)

04

آقای هاشمی در یادداشت مورخ 8 خرداد 1362 خود در این باره می نویسد: جلسه شورای مرکزی حزب داشتیم.انتخابات هیئت اجرایی بود.رای محافظه کاران بیشتر بود و بنای حذف میر حسین موسوی از دفتر سیاسی را داشتند.با اوقات تلخی جلوگیری کردم.(آرامش و چالش .پیشین،ص109)

از یادداشت های آقای رفسنجانی چنین بر می آید که رئیس جمهور ( حضرت آیت الله خامنه ای ) به شدت از عملکرد میر حسین موسوی ناراضی بوده اند. در اینجا به برخی از این موارد اشاره می شود:

03

9 تیر 63 : آیت الله خامنه ای با سیاست اقتصادی حاکم بر دولت،موافق نیستند.(به سوی سرنوشت،پیشین،ص170 )

21 تیر 63 : نزدیک ظهر ،رئیس جمهور آمدند.شرح صحبت هایشان با امام را که از ضعف بعضی از وزرای دولت و سیاست دولتی کردن کارها و تضعیف بخش خصوصی گفته اند ،مطرح کردند.(همان،ص 183)

7 مرداد 63 : با رئیس جمهور مقداری درباره کابینه صحبت کردیم.ایشان با چند وزیر از وزرای موجود،مخالفند ولی راهی برای اعمال نظر خود در این مورد ندارند و مایل نیستند که من در مجلس از آنها دفاع کنم.(همان ،ص 213)

16 مرداد 63 : آقای رئس جمهور آمد…از نخست وزیر گله داشتند که بدون رضایت ایشان،وزرا را به مجلس معرفی کرده است.(همان،ص 227 )

محسن رفیق دوست نیز در مصاحبه ای می گوید : میر حسین موسوی اختلاف نظر زیادی در دوران نخست وزیری با رئیس جمهور وقت – مقام معظم رهبری – داشته و اصلا هم زیر بار نمی رفتند.(خبرگزاری مهر،10مهر 1391 )

01

در سال 1364 که آیت الله خامنه ای مجددا به ریاست جمهوری انتخاب شدند،قصد جدی داشتند که فرد دیگری را به جای میر حسین موسوی به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کنند. در این راستا آقای هاشمی در یادداشت مورخ 15 مرداد 1364 خود می نویسد: شب با آقای خامنه ای جلسه طولانی داشتیم.درباره کابینه آینده ،ایشان مایل نیست که مهندس موسوی مجددا نخست وزیر شود.خط اقتصادی ایشان را قبول ندارد.از من توقع دارند که همراهی کنم .(امید و دلواپسی.پیشین،ص 212)

آقای هاشمی در یادداشت 16 شهریور نیز اشاره می کند که : نظر آقای خامنه ای این است که اینها خوب کار نکرده اند و جایز نیست دوباره مامور تشکیل کابینه شوند.(همان ص 242 )

هاشمی در مصاحبه ای در سال 82 در پاسخ به این سوال خبرنگار که : آیت الله خامنه ای در دوره دوم ریاست جمهوری شان نمی خواستند آقای موسوی را مطرح کنند تا این مشکل از ریشه حل شود.این را توضیح بفرمایید.می گوید: همین طور است.ایشان ، او را قبول نداشتند و خیلی صریح هم گفتند که قبول ندارم.(کابینه دوم میر حسین موسوی،مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1388،ص35)

اما آقای هاشمی علی رغم همه این مسائل،هیچ تلاشی جهت جلوگیری از انتخاب مجدد میر حسین موسوی به عمل نمی آورد.

ایشان در یادداشت 25 شهریور 64 خود می نویسد: شب آقای بهزاد نبوی و نور بخش آمدند و از تصمیم آقای خامنه ای مبنی بر تعویض دولت اظهار نگرانی کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.(امید و دلواپسی،پیشین،ص 251 )

پیش از جلسه رای اعتماد مجلس به دور دوم نخست وزیری میر حسین موسوی ،رئیس جمهور به عنوان سندی دال بر عدم صلاحیت موسوی ،فهرست بیش از 600 مورد تخلف از قانون اساسی آقای موسوی که در دوره اول نخست وزیری به او تذکر داده ولی ایشان اعتنا نکرده را به مجلس دادند.( امیر قنبری،حیات طیبه،1390،ص106)

آیت الله سید محمد خامنه ای نیز در مصاحبه ای در این باره می گوید: پس از انتخاب مجدد رئیس جمهور ، این موضوع مسلم بود که نه رئیس جمهوری مایل به انتخاب مجدد موسوی برای نخست وزیری است و نه قشر اصلی مجلس و نه اکثریت ملت.قراین نشان می داد که امام هم با وی موافقت ندارند.بنابر این دورنمای سیاست هم نشان نمی داد که شخص مذکور مجددا از طرف رئیس جمهوری معرفی شود و مجلس به آن رای بدهد.از این رو،همه عوامل طرفدار سیاست های مخرب وی به کار افتادند که میر حسین موسوی دوباره به قدرت برسد.آنها چون از انصراف مجلس و رئیس جمهوری مایوس بودند،به امام خمینی روی آوردند و همه عناصر موثر در توطئه به کار افتادند و با حضور مکرر نزد امام و مدح موسوی ،چنین وانمود کردند که جوانان جبهه طرفدار موسوی هستند و انتخاب نشدن وی صدمه محسوسی به جبهه خواهد زد و این همان نقطه حساسی بود که امام نسبت به آن فوق العاده حساسیت داشتند و اطرافیان هم این را به خوبی می دانستند.(ناگفته های آیت الله،ماهنامه همشهری،اردیبهشت 1390،ص50)

با کمال تعجب ،یکی از کسانی که تلاش بسیاری می کند تا موسوی دوباره به پست نخست وزیری منصوب شود،آقای محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه ) است ! ایشان نزد امام خمینی رفته و مدعی می شود که در صورت عدم انتخاب مجدد میر حسین موسوی ،جبهه های جنگ لطمه خواهد خورد.(رازهای دهه شصت،پیشین،ص297)

حجت السلام ناطق نوری نیز در خاطراتش در این باره می نویسد: گویا آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه،خدمت امام رسیده و گفته بود که موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوان ها به گونه ای است که اگر ایشان نخست وزیر نشوند،جنگ لطمه می خورد.طبیعی است که برای امام در ان روزها هیچ چیز حیاتی تر از مسئله جنگ نبود.(انقلاب اسلامی در بوته آزمون،پیشین،361)

رضایی خود در این باره در مصاحبه ای در سال 88 می گوید: در سال های گذشته،دو بار برای میر حسین موسوی در نزد امام وساطت کردم تا بتواند به مسئولیتش ادامه دهد.(ساحل اندیشه تهران،1389،ص 272)

ظاهرا رضایی بعدا مدعی می شودکه این پیشنهاد ،حاصل عقل جمعی فرماندهان جنگ بوده است.اما محسن رفیق دوست با رد این ادعا اظهار می دارد که : این تشخیص خود آقای رضایی و چند نفر دیگر از اطرافیان ایشان بوده است.(رازهای دهه شصت،پیشین،ص299)

سردار یحیی رحیم صفوی نیز در پاسخ به این سوال که آیا واقعا جبهه روی تعویض موسوی حساس بود؟ پاسخ می دهد: می توانم با اطمینان بگویم که در جبهه ها،آقای موسوی مطرح نبود.(پایگاه اطلاع رسانی مشرق،13 خرداد91 )

سردار محمد کوثری (فرمانده سابق لشکر محمدرسول الله) نیز در این باره اظهار می دارد: من فکر می کنم آقای هاشمی و محسن رضایی در جنگ بیشتر به فکر جنبه های سیاسی جنگ بودند،یعنی بیشتر دوست داشتند معامله صورت گیرد تا جنگ.(رمز عبور 2،ص 172)

09

به این نحو موسوی به خرابکاری های خود ادامه می دهد تا این که امام خمینی را وادار به سر کشیدن جام زهر قبول قطعنامه می کنند.اما پس از قبول قطعنامه ،موسوی در شهریور 67 استعفا می دهد.رئیس جمهور ( آیت الله خامنه ای ) در پاسخ به استعفای موسوی می نویسد:جنابعالی از اختیارات نخست وزیر طبق اصل 134 کاملا برخوردار بوده اید و حتی به برکت لطف حضرت امام و حمایتی که همواره از دولت کرده اند تا بتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند،اختیاراتی بیش از مقرر در قانون کسب کرده و آن را اعمال نیز کرده اید…اینجانب با وجود اختلاف نظرهای چندی که با شما در نحوه اداره کشور و اعتراض به روش های شما به ویژه در مسائل اقتصادی دارم،همان طور که می دانید همواره در همه مراحل به شما کمک کرده ام و اکنون هم استعفای شما را به مصلحت ندانسته و اصرار بر آن را ضربه به نظام و حتی با کمال معذرت خیانت – البته خیانت غیر عمدی – می دانم و معتقدم خوب است جنابعالی امروز نظرات امام در امور اقتصادی را به طور دربست بپذیرید.(پایان دفاع،آغازباسازی،پیشین،ص731 )

نامه مقام معظم رهبری خطاب به میر حسین موسوی ،به خوبی حکایت از آن دارد که حتی تا پایان جنگ نیز موسوی نه دست از قانون شکنی های خود برداشته  و نه به تذکرات مکرر امام خمینی در امور اقتصادی توجهی داشته است.(زیرا که مغز منفصل میر حسین موسوی – یعنی بهزاد نبوی – طبق رهنمودهای آمریکایی ها ، به گونه ای امور اقتصادی کشور را جلو می برد که سال به سال از قدرت کشور کاسته شود و توان دفاعی نیز متناسب با آن کاهش یابد.)

جلال الدین فارسی نیز در مورد این ماجرا می گوید : مدتی بعد از تایید قطعنامه از سوی امام ، موسوی خودش را پنهان کرده و از انجام وظایف سر باز می زند. امام می خواستند استعفای او را قبول کنند.حتی در جلسه ای با حضور افراد شاخص کشور از جمله آقای موسوی اردبیلی ،هاشمی و … این تصمیم گرفته می شود.در آن جلسه ،رئیس جمهور(مقام معظم رهبری) دیرتر به جلسه رسیدند.امام به محض ورود ایشان می گویند ما برای تعیین نخست وزیر بعدی در حال مذاکره هستیم،نظر شما چیست؟مقام معظم رهبری می فرمایند شما نباید استعفایش را بپذیرید چرا که وی با استعفا می خواهد وجهه ای برای خود مهیا کند و بگوید من طرفدار جنگ بودم و خود را تبدیل به قهرمان ملی کند.باید به او فرمان دهید که به مسئولست خود بازگردد.امام راحل با اشاره دست به سمت حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند این درست است.(موسوی حیات سیاسی اش را مدیون آست الله خامنه ای است،پیشین،ص37 )

اسد الله بادامچیان نیز در این مورد اظهار می دارد: موسوی بعد از استعفا به مدت سه روز در خانه ای پنهان شده بود.مرحوم سید احمد آقا هر روز تماس می گرفت و می پرسید که موسوی کجاست؟ تا اینکه روز سوم ،صبح سید احمد آقا زنگ زد و گفت موسوی را پیدا کنید و بگویید بیاید خدمت امام چون امام نامه ای نوشته و گفته اند اگر تا ظهر موسوی نیامد بدهیم اخبار بخواند.اگر این نامه پخش شود ،نه دنیا برای موسوی می ماند و نه آخرت .خیلی نامه تندی بود.ما به همه گفتیم تا این که موسوی ساعت یازده صبح آمد و امام هم نامه را تغییر داد.(انقلاب اسلامی در بوته آزمون،پیشین،ص365)

جلال الدین موسوی فارسی نقل می کند که امام به موسوی می گوید : اگر خدمات شما نبود،شما را به عنوان ضد انقلاب معرفی می کردم.(پیشین،ص365)

دکتر منوچهر محمدی ( استاد دانشگاه) نیز در این مورد می نویسد: پس از استعفای موسوی در شهریور 67 ، امام به او می گوید: اگر نبود کار چند سال شما،به ملت اعلام می کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده اید.(نامه امام منتشر می شد،میر حسین نه دنیا داشت و نه اخرت-پیشین)

علی اکبر پرورش ( وزیر آموزش و پرورش کابینه موسوی ) هم نقل می کند که امام به موسوی گفت : به چه مناسبت استعفا دادی؟ من مقابله می کنم  ( موسوی حیات سیاسی اش را مدیون آست الله خامنه ای است،پیشین،ص37)

آقای هاشمی نیز در یادداشت 20 شهریور 67 خود در این مورد می نویسد : خبر رسید که امروز مضامین اظهارات امام به نخست وزیر در ملاقات خصوصی ،در مجلس پخش شده و باعث ناراحتی نخست وزیر شده است.(پایان دفاع،آغاز بازسازی.پیشین،ص308)

جملات نقل شده از امام خمینی ،به خوبی حاکی از نارضایتی امام از عملکرد میر حسین موسوی است.به طوری که امام قصد داشته  او را به عنوان ضد انقلاب و کسی که در مقابل انفلاب و نظام ایستاده ، به مردم معرفی کند.


منبع: سایت دیدبان لر

Source Site:http://didbanelor.ir


[ جمعه 23 اسفند‌ماه سال 1392 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ محمد چ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به انتحاری خوش آمدید. امید وارم بتونم از نظراتتون استفاده کنم ....ما رهرو ولایتیم،آماده شهادتیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 13630