X
تبلیغات
رایتل

انتحاری / Suicide
هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله... 
Shia Upload Shia Upload Shia Upload عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir

[ شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 06:33 ب.ظ ] [ محمد چ ]

 شهید محمد ابراهیم همت

[ شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ محمد چ ]

ماجرای  اسفندیار رحیم مشایی و هدیه تهرانی

در دیماه سال 88 بود که رسانه ها اعلام کردند؛ اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی دیدار کرد.

مشایی که به دنبال انتصابش به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی دولت، به فرد اول تصمیم گیر برای مسائل فرهنگی کشور تبدیل شده بود، با حضور جنجالی خود در خانه هنرمندان از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی بازیگر مشهور سینما دیدن کرد و شام را مهمان وی بود.

بیش از اصل این دیدار انتشار تصویر صمیمانه مشایی و هدیه تهرانی و ماجرای وام مشایی به این هنرپیشه سینما جنجال به پا کرد.



ادامه مطلب
[ شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ محمد چ ]

نگاهی گذرا به زندگینامه‌ی حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای

رهبر انقلاب اسلامی ایران

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سید على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سید جواد خامنه‌اى هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینى، بسیار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خیلى پارسا و گوشه‌گیر [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهیه مى‌کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود.»

خانه‌ی ما در خیابان خسروی نو بود... فیلم
خانه‌اى که خانواده‌ی سید جواد در آن زندگى مى‌کردند در یکی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگى من، یک خانه‌ی ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محله‌ی فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد -و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همه‌ی ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عده‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»

رهبر انقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر اما روحانى پرورش یافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سید محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مکتب‌خانه رفتند و پس از آن در مدرسه‌ی تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعلیم دیانتى» ثبت نام کردند و دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

ادامه مطلب
[ شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ محمد چ ]

 ایشان،شهید مطهری زمان خود است...

 


ادامه مطلب

[ شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ محمد چ ]

  

 سلمان رشدی کیست؟

چه فرقی دارد که سلمان رشدی در چه تاریخی به دنیا آمده باشد و محل تولدش در هند باشد, یا در انگلستان, پدرش معلم باشد یاوکیل.مادرش رقاصه ای یهودی باشد ,

که هر شب در هر جایی و با هر شخصی هم بستر می شده یا خانه دار بود. چه اهمیتی دارد که او در ۱۴سالگی به انگلستان رفته یا ۱۶ سالگی.اما مهم این است که سلمان رشدی در بهمن ماه ۶۷ بعد از فتوای امام مرد.

این که بر اثر اصابت گلوله ,بمب یا حادثه ای طبیعی مرد هم فرقی نمی کنند.برای زندگی مقاطع مختلف رشدی می دانند ,برای آن هم دلایلی منطقی دارند. در این قسمت , چند نمونه ی تکرار شده در منابع محدود موجود را می آوریم.

 

 

اما محتوای آیات شیطانی؛برخی از تاریخ نویسان اهل تسنن افسانه ای رو در کتابهای تاریخ خودشون نقل کرده اند که پایه واساس بافته های آیات شیطانیه. اون افسانه که بهش "افسانه غرانیق" میگن اینه:

« سران قریش با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ملاقت و درخواست کردن برای رفع اختلاف، خداهای همدیگه رو بپذیریم. پیامبر هم بسیار مایل بود یه جورایی با طایفه قریش کنار بیاد و با خود میگفت: ای کاش دستوری نازل می گردید که اختلاف کمتر می شد. روزی در کنار کعبه با حضور سران قریش سوره نجم رو تلاوت می کرد: افرایتم اللات و العزی و مناهْ الثالثهْْ الاخری3( آیا دیدید لات و عزی و منات را که سومین آن دو بود) وقتی به اینجارسید ناگهان شیطان به زبان او دو جمله دیگه رو جاری کرد: " تلک الغرانیق العلی و ان شفاعتهن لترتجی." (این ها مرغان آبی بلند پروازند که شفاعت آنان امید می رود) بعد از تلاوت آیات غلغله و شادی مشرکان بلند شد و گفتن: محمد خدایان ما رو به نیکی یاد کرد. و همه سجده کردند. این خبر به خارج از مکه و حتی حبشه رسید و مسلمونایی که به اونجا هجرت کرده بودن با خوشحالی به مکه برگشتن. اما پس از مدتی جبرئیل نازل شد و به پیامبرگفت : اون دو جمله رو شیطان بر زبان تو رانده و من هرگز چنین آیه ای نیاوردم! پیامبر غمگین شد و گفت من چیزی را که خداوند نفرموده است به او بستم! »

این داستان از اونجایی که در کتبی مانند تاریخ طبری، تفسیرطبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی نقل شده، مورد استناد برخی نویسنده ها و مورخین و مفسرین بعدی و بالاخص مستشرقین قرار گرفته. افسانه غرانیق رو از چند جهت میشه مورد بررسی قرارداد

[ چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ محمد چ ]

   1      2      3      4      5    >>

<

   1      2      3      4      5    >>

<

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به انتحاری خوش آمدید. امید وارم بتونم از نظراتتون استفاده کنم ....ما رهرو ولایتیم،آماده شهادتیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 14269